حسين قرچانلو
298
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
نهرهاى شهر جارى است . منبع اين آبها از چشمه خرّاره است كه در دامنهء كوهى ، ميان قبله و مغرب شهر ، واقع است . در قابس نيشكر نيز فراوان است . در قابس منار بلندى است كه از مصر تا افريقيه مانندش وجود ندارد . . . در ساحل قابس لنگرگاهى براى كشتيها وجود دارد . « 1 » در 479 ق / 1086 - 1087 م تميم بن معزّ زيرى ، دو شهر قابس و صفاقس را همزمان محاصره كرد . وى در 486 ق / 1093 م نيز قابس را محاصره كرد و پس از مدتى ، ربض اطراف آن و سرانجام در 489 ق / 1095 - 1096 م شهر را فتح كرد و برادرش ، عمر ، را از آنجا بيرون راند . « 2 » در 554 ق / 1159 م عبد المؤمن ، امير موحدين ، لشكرى به قابس فرستاد و آن شهر را به جنگ گشود . « 3 » در زمان ادريسى ، قابس شهرى بوده آباد و باشكوه و باغهاى انبوه و ميوه فراوان داشت . . . روغن زيتون و غلاتش فراوان بوده است . وى مىنويسد : قابس در گذشته به لحاظ ابريشم خوب ، طرازبافى داشته است و اكنون پوستهاى دباغى شدهء آن صادر مىشود . رودخانهاى دارد كه از بركهء بزرگى سرچشمه مىگيرد . « 4 » شهر قابس تا دريا شش ميل فاصله دارد . « 5 » در حدود 568 ق / 1172 - 1173 م قراقوش نامى از موالى تقى الدين عمر ، برادرزادهء صلاح الدين ايوبى ، به طرابلس رفت و آنجا را فتح كرد و سپس بر قابس كه در آن سوى طرابلس بود استيلا يافت . « 6 » ياقوت در قرن هفتم هجرى علاوه بر تأييد گفتههاى بكرى و ادريسى مىنويسد : بيشتر خانوارهاى قابس ، مذهبى ندارند . از جمله عيوب مردم اين شهر كه بيان مىكنند ، خانههاى آنها در ندارد و هرگاه برهنه مىشوند در گوشهاى مىروند و هرگز كسى از آنها براى قضاى حاجت تنها بيرون نمىرود مگر آنكه كسى همراه اوست و منتظر است كه مدفوع او را براى مصرف كود باغها ببرد و چهبسا به خاطر اين كار چند نفر اجتماع مىكنند و ميانشان نزاع درمىگيرد . گويند كه قابس از لحاظ هوا بهترين شهرهاست . در آن طلسمى يافتند و گمان مىكردند كه زير آن مالى نهفته است بنابراين
--> ( 1 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 17 و معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 289 . ( 2 ) . البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 300 ، 302 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 325 . ( 4 ) . احتمالا همان چشمهاى است كه بكرى از آن سخن گفته است . ( 5 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 279 . ( 6 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 437 .